ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1052

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

زيرا دلالت معجزه بر صدق دلالت عقلى است چه صفت نفس آن تصديق است و بنابر اين اگر با دروغ وقوع يابد ، راستگو مبدل بدروغگو خواهد شد و اين محال است . و از اين رو معجزه از كاذب مطلقا صادر نميشود . و اما فرق ميان معجزه و ساحرى در نزد حكما چنان كه ياد كرديم همان فرق ميان خير و شر در نهايت دو طرف است چنان كه از جادوگر يا ساحر خير صادر نميشود و آن را در موجبات خير به كار نميبرد و از صاحب معجزه شر صادر نميگردد و آن را در موجبات شر به كار نميبرد و گوئى آن دو در اصل فطرتشان در دو طرف نقيض خير و شر واقع شده‌اند . و خدا هر كه را بخواهد رهبرى مىكند [ 1 ] فصل و ديگر از قبيل اين گونه تأثيرات روحى چشم زدن است و آن تأثيريست از نفس شخص چشم شور [ 2 ] هنگامى كه به چشم خود يكى از دوات يا كيفيات را ببيند و آن را نيكو شمرد و در استحسان خود افراط كند آنگاه از اين گونه نيكو شمردن و شگفتى حسدى برمىخيزد و بدان سلب آن چيز را از كسى كه متصف به آن است ميطلبد و در نتيجه فساد آن تأثير مىبخشد . و اين گونه چشم زخم رساندن امرى ذاتى و طبيعى است و فرق ميان اين جبلت و تأثيرات [ نفسانى اين است كه صدور آن فطرى و جبلى است ، بهيچرو چشم زدن وى تخلف نميكند و به اختيار صاحب آن نيست و ممكن نيست آن را كسب كند ، ولى ديگر تأثيرات ] هر چند برخى از آنها اكتسابى نيستند ليكن صدورشان به اختيار فاعل آنها باز ميگردد ، و قوه‌اى كه در آنها هست فطرى است نه خود صدور تأثير .

--> [ 1 - ) ] س : 2 ( بقره ) آ : 136 - پايان فصل در چاپهاى مصر و بيروت پس از آيهء مزبور چنين است : و اوست تواناى غالب « س : 42 ( الشورى ) آ : 18 » پروردگارى جز او نيست . [ 2 - ) ] ترجمهء « معيان » است بمعنى كسى كه سخت چشم زخم برساند . و در فارسى باينگونه كسان چشم شور ميگويند .